تبليغاتX
روزنامه مستقل دانشجویی فروهر

روزنامه مستقل دانشجویی فروهر

روزنامه صبح دانشگاه فردوسی و خبرنامه دانشجویان ملی گرا

مردم تاوان‌دهنده بخشش‌هاي ملوكانه از كيسه بانك‌هاي دولتي

ايجاد تعهدات سنگين براي بانك‌هاي دولتي از سوي مقامات، در حالي صورت مي‌گيرد كه اين بانك‌ها با سرمايه مردم فعاليت كرده و دولت كوچك‌ترين مسئوليتي در تأمين زيان آنان ندارد. گفته مي‌شود، سال 1385 دشوارترين دوره فعاليت كاري بانك مركزي و بانك‌هاي دولتي خواهد بود.

خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: تعهدات سنگين دولت براي بانك‌هاي دولتي، تعدادي از اين بانك‌ها را تا آستانه ورشكستگي به پيش برده است.

بنا بر اين گزارش، تصميمات پياپي دولت براي بخشش تعهدات بخش خصوصي به سيستم بانكي و پرداخت وام‌هاي بدون بهره و كم‌بهره و همچنين كاهش سود بانكي به سطح كمتر از نرخ تورم، زمينه فروپاشي تعدادي از بانك‌‌هاي دولتي را فراهم آورده است.

گفته مي‌شود، بخشش قسمتي از مطالبات سيستم بانكي در بانك كشاورزي، بار مالي بيش از يك هزار ميليارد تومان براي اين بانك به همراه آورده كه البته بار مالي اين تصميمات در بانك ملي، بيش از مبلغ مذكور است.

همچنين واگذاري وام‌هايي با نرخ بهره‌اي كمتر از تورم و كاهش رقم سود سپرده‌هاي بانكي به سطح پايين‌تر از نرخ تورم، موجب بحران سيستم بانكي در بخش دريافت و پرداخت تسهيلات شده است.

برخي از كارشناسان اقتصادي، بحران فعلي سيستم بانكي را ناشي از تصميمات سياسي و تبليغاتي در حوزه اقتصادي مي‌دانند كه فاقد انجام مراحل كارشناسي است.

ايجاد تعهدات سنگين براي بانك‌هاي دولتي از سوي مقامات، در حالي صورت مي‌گيرد كه اين بانك‌ها با سرمايه مردم فعاليت كرده و دولت كوچك‌ترين مسئوليتي در تأمين زيان آنان ندارد.

گفته مي‌شود، سال 1385 دشوارترين دوره فعاليت كاري بانك مركزي و بانك‌هاي دولتي خواهد بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 16:29  توسط هیات تحریریه  | 

بازداشت عناصر برجسته مافياي نفتي مرتبط با مذاكرات هسته‌اي(بازتاب)

برخي از مسئولان شركت نفتي كيش اورينتال دستگير شده و تحت بازجويي هستند. رئيس هيات مديره اين شركت نفتي در ميان دستگير شدگان مي‌باشد. بررسي قرارداد ايران و هاليبرتون نشان مي‌دهد كه دو نفر اصلي، ديك چني، معاون رئيس جمهور آمريكا و سيروس ناصري هستند.

در پي تحقيقات صورت گرفته از سوي ضابطان دستگاه قضايي و با حكم قاضي دادسراي رسيدگي به پرونده مفاسد اقتصادي، برخي از مسئولان شركت نفتي كيش اورينتال كه از جمله شركت‌هاي بزرگ نفتي كشور به شمار مي‌رود،دستگير شده و تحت بازجويي هستند.
رئيس هيات مديره اين شركت نفتي در ميان دستگير شدگان از سوي قوه قضائيه مي‌باشد.

براساس آخرين تغييرات كه چهاردهم دي ماه سال گذشته با شماره 0411256851 در واحد ثبت شركت ها و مالكيت‌هاي صنعتي و معنوي منطقه آزاد كيش به ثبت رسيده بود، در «شركت مهندسي و سرويس‌هاي حفاري اورينتال كيش» به شماره ثبت 2203 مهرداد صفدري به عنوان رئيس هيات مديره و سيروس ناصري عضو ارشد تيم مذاكرات هسته‌اي به سمت نائب رئيس هيات مديره انتخاب شده است.
مدت مسئوليت اعضاي هيات مديره و مديرعامل شركت دو سال مي‌باشد.

در جريان تغييرات صورت گرفته در اين شركت، همچنين سيد محمد مدني ديگر عضو هيات مديره با در اختيار قرار دادن تمامي سهام خود به علي متين نجاتي از هيات مديره شركت خارج شد و بر همين اساس متين نجاتي به عنوان مدير عامل جديد شركت به جاي مهرداد صفدري انتخاب شده است.
همچنين با آغاز همكاري جديد مشترك كيش اورينتال و شركت نفتي هاليبرتون، شعبه جديد اين شركت در خيابان ولي عصر تهران افتتاح شده است.
كيش اورينتال در دفتر تهران داراي حدود 15 كارمند و در دفتر كيش داراي حدود 10 كارمند مي‌باشد.

پيش از اين قرار بود قرارداد فاز 9 و 10 پارس جنوبي با همكاري مشترك شركتهاي «هاليبرتون ـ اورينتال كيش» عملياتي شود.
خبرگزاري فارس پيش از اين از ارتباط سيروس ناصري و شركت نفتي كشور با شركت نفتي هاليبرتون و ديك چني معاون اول رئيس جمهور آمريكا خبر داده بود.

بررسي قرارداد منعقده ميان دولت ايران و شركت نفتي هاليبرتون آمريكا نشان مي‌دهد كه دو نفر اصلي زمينه ساز اين قرارداد ديك چني معاون رئيس جمهور آمريكا و سيروس ناصري اصلي‌ترين مذاكره كننده پرونده‌ هسته‌اي ايران و مشاور ويژه دبير شوراي عالي امنيت ملي هستند. حضور شركت هاليبرتون آمريكا در اين قرارداد با ارزش نفتي ايران كه براي حفر دوازده حلقه چاه در فازهاي 9 و 10 پارس جنوبي برگزار ‌شده، به اوايل سال 1383 باز مي‌گردد.

در فاز 9 و 10 پارس جنوبي قرار است تا سال 1385 و در طول 52 ماه در دو بخش خاكي و دريايي ايران به گاز دست يابد و 50 ميليون متر مكعب گاز طبيعي و بيش از 400 تن سولفور از آن استحصال نمايد.
هاليبرتون در اين دوره با پيشنهادي 282 ميليون دلاري خواستار موفقيت در اين فاز طرح پارس جنوبي شد.

حضور جديد هاليبرتون در ايران داراي چند ويژگي بوده است، اول آنكه مبلغ قرارداد منعقده با هاليبرتون نزديك به 70 ميليارد تومان بيش از مبلغ درخواستي اين شركت بوده است. يعني در حالي كه هاليبرتون براي حفر هر چاه نفت حدود 23 ميليون دلار درخواست كرده و جمعاً خواستار دريافت 282 ميليون دلار براي حفر 12 حقله چاه در عسلويه شده است، دولت ايران در قرارداد منعقده مبلغ 360 ميليون دلار آمريكا را به كنسرسيوم «هاليبرتون ـ اورينتال» بخشيده است كه حدود 70 ميليارد تومان بيش از مبلغ درخواستي آنها در مناقصه است.
اين افزايش بي‌سابقه در ميزان اين قرارداد نفتي در حالي است كه طبق قانون مناقصات افزايش رقم به ميزان پيشنهادي در مناقصه‌هاي مختلف پس از باز شدن پاكت‌هاي پيشنهاد قيمت غيرقانوني بوده و جرم مسلم تلقي مي‌شود.
پيش از اين كشور قطر در آخرين قرارداد مناقصه منعقده در ميدان مشترك نفتي پارس ايران با خود، براي حفر هر حلقه چاه با مبلغ حدود 10 ميليون دلار در قرارداد موافقت كرده بود.

دومين ويژگي خاص اين قرارداد، عدم سرمايه گذاري حتي يك دلاري شركت نفتي آمريكا در ايران است؛ هاليبرتون با طرح وجود تحريم از سوي آمريكا عليه ايران خود هيچگونه سرمايه گذاري در اين قرارداد نكرده است و تنها به ارائه خدمات فني و مهندسي و ارسال تجهيزات بسنده كرده است، بلكه از اين فرصت طلايي براي دريافت قراردادي با سود كامل در منطقه بي‌نظير انرژي پارس ايران بهره برده است. علاوه بر اينكه هيچگونه انتقال تكنولوژي نيز در جريان اين قرارداد پيش‌بيني نشده تا لااقل بتوان از ويژگيهاي آن براي پيشرفت فني صنعت نفت ايران بهره برد.

اين قرارداد در ماه ارديبهشت امضا شده بود و‌ ‌در حالي كه رسانه‌ها بيست و يكم دي ماه خبر برنده شدن و انعقاد قرارداد فاز 9 و 10 پارس جنوبي با شركت هاليبرتون را به نقل از معاون وزير نفت اعلام كردند، نشريه آمريكايي آستيريم از نشريات وابسته به ارتش آمريكا خبر انعقاد اين قرارداد را بيست و هشتم ارديبهشت ماه (7 ماه قبل از نتيجه مناقصه اعلام توسط مسئولان ايراني) ارائه داده بود.

در خبر آستيريم عينا آمده است كه «شركت هاليبرتون آمريكا به همراه شركت «اورينتال» از ايران تحت يك كنسرسيوم در مناقصه قرارداد حفارى فازهاى 9 و 10 حوزه گازى پارس جنوبى شركت كرده‌اند كه تا پايان اين هفته نتيجه نهايى آن اعلام مى‌شود. قيمت ارائه شده كنسرسيوم فوق 282 ميليون دلار است و اين كنسرسيوم برنده قطعى مناقصه مي‌شود».

همكاري مستمر و گسترده مذاكره كننده اصلي تيم مذاكره كننده هسته‌اي ايران را مهم‌ترين بخش در اين رويداد است. در سال 2000 ميلادي و در دوره اوليه زمامداري بوش به دليل بحران نفتي آن سال كه به افزايش شديد قيمت‌هاي نفتي منجر شد، بوش، وزير نفت آمريكا «اسپنسر آبراهام» را در راس يك گروه كارى مامور بررسى ميزان آسيب پذيرى امنيت آتى آمريكا در صورت ادامه اختلالات كوتاه مدت و بلندمدت در زمينه نفت كرد كه سرپرستى اين گروه را معاون وى ديك چنى برعهده داشت.

از آن سال (سال 2000) و پس از پايان اين بررسي، دفتر هاليبرتون در ايران افتتاح شده و اين شركت وابسته به ديك چني به تلاش براي حضور در صنايع نفتي جنوب ايران پرداخت، به صورت همزمان نيز كاندوليزا رايس مشاور امنيت ملي آمريكا نيز با تاسيس شركت نفتي «شوران» با حضور گسترده نفتي در درياي خزر و عقد قرارداد بسياري از ميادين بزرگ نفتي كشورهاي اين منطقه از جمله ميدان عظيم تنگيز (مهم‌ترين ميدان گاز و نفت خزر) پرداخت.
در همين دوره سيروس ناصري ديپلمات ارشد ايراني و عضو فعلي تيم ديپلماسي هسته‌اي ايران با كمك يكي از مسئولان دفتر سازمان ملل در ايران و چند فعال در كارتل‌هاي انرژي، شركت نفتي خود را در انگليس و دبي به ثبت رسانده و در خيابان ناهيد در بلوار آفريقا آغاز به كار كرد.

كنسرسيوم اين شركت با شركت هاليبرتون در حالي پس از اين ماجرا بدنه فاز 9 و 10 پارس جنوبي شده‌اند كه قرار است در جريان اين قرارداد، هاليبرتون به طور مستقيم وارد عقد قرارداد با ايران نشده و اورينتال كيش اويل به عنوان شريك ايراني شركت ديك چني، همه مسايل مربوط به اين قرارداد را انجام دهد.

همكاري نزديك و مشاركت گسترده يكي از كليدي‌ترين اعضاي پرونده هسته‌اي ايران با شركتي كه طرف قرارداد سازمانهايي چون ناسا و پنتاگون است و مهم‌ترين سهامداران آن را افرادي چون معاون رئيس جمهور آمريكا و رايس مشاور امنيت ملي اين كشور تشكيل مي‌دهند، مي‌تواند زنگ خطري جدي براي لزوم تجديد نظر در وضعيت فعلي تيم مسئول در پرونده هسته‌اي ايران باشد.

گفته مي‌شود در بازجويي‌هاي اوليه اين پرونده در قوه قضائيه اطلاعات جالب توجه از شبكه مافياي نفتي در كشور به دست آمده است.
شركت كيش اورينتال داراي صدها ميليون دلار قرارداد نفتي با وزارت نفت است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 5:24  توسط هیات تحریریه  | 

حضور مشكوك يك گروه تروريستي ايراني در گوگل فرانسوي(بازتاب)

برخي كوتاهي‌هاي دست‌اندركاران خبري ايران و اقدامات چند تن از اعضاي گروه تروريستي مجاهدين خلق، باعث شده تا اين گروه ضعيف، با روش‌هاي خود، حضوري جدي در سايت گوگل نيوز فرانسوي از خود نشان دهند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب» از پاريس، اين گروه تروريستي كه اكنون مورد تمسخر اكثريت گروه‌هاي اپوزيسيون جمهوري اسلامي نيز قرار مي‌گيرد، تلاش كرده با سازماندهي حدود سي نفر از هواداران خود و كليك كردن مداوم سايت‌هاي مربوط به اين گروه، تعداد اخبار سايت‌هاي خود را در گوگل افزايش دهند.

يكي از ايراني‌هاي مقيم كه يكي از اقوامش وابسته به اين گروه در فرانسه است و نخواست نامش فاش شود، گفت: تا آنجا كه من اطلاع دارم، نزديك به سي نفر از افراد اين سازمان، هر روز وظيفه دارند در تمام روز و هرجا كه هستند، روي سايت‌هاي مرتبط با اين سازمان رفته و مطالب آنها را به طور تكراري در طول روز كليك كنند و با بالابردن تعداد كليك‌ها، رقم مراجعه‌كننده به اين سايت‌ها را بالا نگه دارند.

به گفته وي، حتي برخي از اين افراد، كساني هستند كه آشنايي به زبان فرانسوي نداشته و از كار افتاده مي‌باشند ولي به آنان اين‌طور تفهيم شده كه اين كارشان، كمتر از سنگرنشينان نيست!

اين گزارش مي‌افزايد: با توجه به فعاليت چشمگير اين سازمان به زبان فرانسه و اثرات آن در مخدوش كردن افكار عمومي فرانسه زبان، بد نيست بدانيم به جز فرانسه، كه يكي از مراكز خبري جهان به شمار مي‌رود، زبان فرانسوي در كشورهاي ديگر همچون بلژيك، كانادا، سوئيس، لوكزامبورگ، كشورهاي الجزاير، تونس، مراكش و شماري از كشورهاي آفريقا، كه قبلا مستعمره فرانسه بودند، زبان اصلي به شمار مي‌رود.

حال چگونه است كه در سايت خبرگزاري جمهوري اسلامي، كانال سحر در وزارت ارشاد و سازمان تبليغات اسلامي كه بخش مهمي به زبان فرانسه وجود دارد و به علاوه در سفارتخانه‌هاي ما در كشورهايي كه به زبان فرانسه تكلم مي‌كنند، بخشي به عنوان بخش مطبوعات وجود دارد و در تمام اين نهادها، مترجمان خبره‌اي مشغول فعاليت هستند، ولي ما در صحنه خبري اينترنت به زبان فرانسوي و حتي انگليسي حضور نداريم و اين سازمان تروريستي، با بسيج تعداد كمي از نيروهاي خود و با استفاده از شگردهاي موجود در اين وسيله، توانسته است روزانه و به طور مستمر، اخبار دلخواه خود را به افكار عمومي فرانسه زبان تزريق كند؟ اين در حالي است كه كارهاي انجام شده به زبان فرانسه در كشورمان به خاطر عدم آشنايي درست، روانه آرشيو مي‌شود؟

در اين گزارش آمده است: پس از اظهارات رئيس‌جمهور كشورمان در مورد هولوكاست، كه به عقيده برخي ناظران، بيشتر براي افكار عمومي جهاني بوده تا افكار عمومي داخل، سايت ولتر فرانسه كه يك سايت خبري و تحليلي با مواضع ضد امپرياليستي است، براي يافتن اصل اظهارات آقاي احمدي‌نژاد، پس از نزديك بيست روز، موفق به دستيابي به اصل اظهارات شد و مطالب مثبتي را در اين زمينه در سايت خبري خود گذاشت كه همين امر باعث تغيير نگرش برخي رسانه‌ها در فرانسه شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 5:22  توسط هیات تحریریه  | 

بازگشت بي‌سروصداي سيروس ناصري از ايران

در آن زمان، سيروس ناصري حاضر به بازگشت به ايران و شركت در دادگاه نشد و اين در حالي بود كه در آن جلسه، مسئله رشوه بيش از نيم ميليون دلار از حساب سوئيس سيروس ناصري به مشاور عالي شركت نفت و گاز پارس براي موفقيت در قراردادهاي نفتي از سوي نماينده دادستان اعلام شد.

خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: سيروس ناصري، نايب رئيس هيأت مديره شركت «كيش‌اورينتال‌اويل» و عضو سابق تيم مذاكره‌كننده پرونده هسته‌اي، در آخرين روزهاي سال 84، به ايران آمده و پس از توقفي كوتاه دوباره به اروپا بازگشته است.

بنا بر اين گزارش، در آذرماه گذشته و پس از فشار رسانه‌ها، پرونده اتهامات كلان شركت اورينتال‌كيش گشوده شد و تعدادي از متهمان آن در نخستين جلسه رسيدگي به اتهامات خود حاضر شدند. اما در آن زمان، سيروس ناصري حاضر به بازگشت به ايران و شركت در دادگاه نشد و اين در حالي بود كه در آن جلسه، مسئله رشوه بيش از نيم ميليون دلار از حساب سوئيس سيروس ناصري به مشاور عالي شركت نفت و گاز پارس براي موفقيت در قراردادهاي نفتي از سوي نماينده دادستان اعلام شد.

پيش از اين رسانه‌ها از حضور كسي كه در معاملات كلان نفتي حضور داشته و مورد اتهاماتي نيز باشد، در تيم مذاكرات هسته‌اي انتقاد كرده بودند و از مدتي پيش، ناصري از اين تيم كنار گذاشته شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 5:17  توسط هیات تحریریه  | 

شبيه يك هنرپيشه خارجي(بازتاب)

سيدمهدي شجاعي
* اين داستان در سال 1356 نوشته شده است!

مرد از زن كه به شدت احساس زيبايي مي‌كرد، پرسيد:
ـ ببخشيد، شما «شارون استون» نيستين؟
زن با عشوه گفت: نه ... ولي.
و پيش از آن‌كه ادامه بدهد، مرد گفت: بله، فكر مي‌كردم. چون... زن حرفش را بريد، ولي همه مي‌گن خيلي شبيهشم. اينطور نيست؟

مرد قاطع گفت: نه، همه اشتباه مي‌‌كنن. به خاطر اين‌كه «شارون استون»، زن خوشگليه، ولي شما متأسفانه اصلا خوشگل نيستين. به همين دليل، من فكر كردم شما نبايد «شارون استون» باشين.
زن تازه فهميد كه رو دست خورده، با عصبانيت فرياد كشيد: بي‌شرف! مگه خودت خواهر و مادر نداري؟
مرد آرام گفت: چرا. ولي اونها هيچ‌كدوم فكر نمي‌كنن كه شبيه «شارون استون» هستن.

زن همچنان معترض گفت: خب، كه چي؟
مرد گفت: چون شما فكر مي‌كردين كه شبيه «شارون استون» هستين، خواستم از اشتباه درتون بيارم.
زن دوباره عصبي شد: برو ننه‌تو از اشتباه درآر.

مرد همچنان با خونسردي توضيح داد: عرض كردم كه، والده من يه همچي تصوري راجع به خودش نداره، ولي چون شما يه همچي تصوري دارين...
زن فرياد كشيد: اصلا به تو چه كه من چه تصوري دارم.
و كيفش را براي هجوم به مرد بلند كرد.

مرد خود را عقب كشيد و خواست كه به راهش ادامه دهد.
اما زن، دست‌بردار نبود و سه، چهار نفري هم كه از سر كنجكاوي جمع شده بودند، ترجيح مي‌دادند دعوا ادامه پيدا كند.
يك نفر به مرد گفت: كجا؟ صبر كنين تا تكليف معلوم بشه.

ديگري گفت: از شما بعيده آقا! آدم به اين باشخصيتي! [و به كت و شلوار مرتب مرد اشاره كرد].
و سومي گفت: اين خانم جاي دختر شماست. قباحت داره ولله.
زن بر سر مرد كه از او فاصله مي‌گرفت، فرياد كشيد: هرچي از دهنت دربياد، مي‌گي و بعد هم مثل گاو سرتو مي‌اندازي پايين مي‌ري؟

يك نفر پرسيد: چي شده خانوم؟ مزاحمتون شده؟
زن همچنان كه به دنبال مرد مي‌دويد و سه، چهار نفر ديگر را هم به دنبال خود مي‌كشيد، گفت: از مزاحمت هم بدتر. مرديكه كثافت.

*****

در كلانتري پيش از آن‌كه افسر نگهبان پرسشي بكند، زن گفت: جناب سروان! من از دست اين آقا شاكي‌ام. به من اهانت كرده.
افسر نگهبان سرش را به سمت مرد كه موهاي جوگندمي‌اش را مرتب مي‌كرد، چرخاند و گفت: درسته؟
مرد گفت: من فقط به ايشون گفتم كه شما شبيه «شارون استون» نيستين. اگه اين حرف اهانته، خب بله، اهانت كردم.

افسر نگهبان هاج‌وواج به زن نگاه مي‌كرد.
زن، روسري‌اش را عقب‌تر برد، آن‌قدر كه دو رشته منحني مو بتواند مثل پرانتز صورتش را در قاب بگيرد.
افسر نگهبان نتوانست نگاهش را از زن بردارد.
زن گفت: اصلا به ايشون چه مربوطه كه من شبيه كي هستم؟
افسر نگهبان به مرد گفت: اصلا به شما چه مربوطه كه ايشون شبيه كي هستن؟

مرد گفت: شما اكواين؟
افسر نگهبان گفت: اكو چيه؟
مرد گفت: منظورم آمپلي فايره كه صدا رو تكرار مي‌كنه.
افسر نگهبان گفت: جواب سؤال منو بده.

مرد گفت: آخه من دارم تو همين جامعه زندگي مي‌كنم. چطور مي‌تونم نسبت به مسائل اطراف خودم بي‌تفاوت باشم. يه پيرزني رو ديروز ديدم كه فكر مي‌كرد، سوفيا لورنه. آن‌قدر طول كشيد تا من حاليش كنم كه اينطور نيست. آخرش هم فكر كنم نشد. ديروز اتفاقا كلانتري سيزده بوديم. پيش سروان منوچهري. به خاطر همچين شكايت مشابهي.

افسر نگهبان كه همچنان شق و رق نشسته بود، فاتحانه خودكاري از جيبش درآورد و برگه‌هاي بلند پيش رويش را مرتب كرد: پس اين مزاحمت براي خانم‌ها كار هر روز شماست.
مرد گفت: نه، هر روز نه، هر وقت روبه‌رو بشم. گاهي وقت‌ها هم روزي دو بار.

البته فقط خانم‌ها نيستن. با خيلي از آقايون هم همين مشكل رو دارم. بعضي‌ها فكر مي‌كنن «مارلون براندو» هستن، بعضي‌ها فكر مي‌كنن «آرنولد» هستن. تازه فقط مسئله مشابهت با هنرپيشه‌ها نيست...
زن آينه كوچكي از كيفش درآورد و با دستمال كاغذي، خرده ريمل‌هاي زير چشمش را پاك كرد و در حالي كه آينه را در كيفش مي‌گذاشت، گفت: يه مزاحم حرفه‌اي! خوب شد كه به دام افتادي.

افسر نگهبان گفت: البته با درايت نيروي انتظامي و تعقيب و مراقبت خستگي‌ناپذير بروبچه‌ها.
زن با تعجب گفت: بله؟!
افسر نگهبان گفت: خب البته ما شما رو هم از خودمون مي‌دونيم.
زن با عشوه گفت: وا؟ چايي نخورده فاميل شديم.

افسر نگهبان زهر متلك زن را نديده گرفت و فرياد زد: آشتياني! چايي بيار.
سربازي در را باز كرد و پاهايش را به هم كوفت: چشم جناب سروان و رفت.
مرد گفت: ببين جناب سروان! من مزاحم حرفه‌اي نيستم. فراري هم نبودم كه به دام افتاده باشم. هرجا كه تذكري داده‌ام، تاوانشم پرداخته‌ام، كلانتريش هم رفتم. به هيچ‌كس هم بدهكار نيستم.
افسر نگهبان به تلخي گفت: بقيه حرفها تو دادگاه.

و كاغذي پيش روي مرد گذاشت و گفت: مشخصاتتو بنويس.
مرد سريع مشخصاتش رو نوشت و كاغذ رو برگرداند. افسر نگهبان كاغذ را به زن داد و گفت: شما هم مشخصاتتونو بنويسين.
تا آشتياني در بزند و اجازه بگيرد، پايش را بكوبد و چاي‌ها را روي ميز بگذارد، زن هم مشخصاتش را نوشت و كاغذ را به افسر نگهبان داد.

افسر نگهبان پس از مروري كوتاه به زن گفت: اين شماره تلفن منزله؟
زن گفت: بله، خونه خودمه.
افسر نگهبان گفت: اگه ممكنه شماره موبايل رو هم بدين. شايد لازم بشه [ممكن است عده‌اي اشكال بگيرند كه در سال 1356 هنوز موبايل اختراع نشده بود. اشكال وارد است. اين بخش بعدا به داستان اضافه شده است].
زن خواست كاغذ را پس بگيرد كه افسر نگهبان، كاغذ كوچكي را به او داد و گفت: روي همين هم بنويسين كفايت مي‌كنه.

مرد گفت: منم لازمه شماره موبايل بدم؟
افسر نگهبان مكثي كرد و گفت: خب بدين، اشكال نداره.
مرد گفت: آخه من موبايل ندارم.

افسر نگهبان دندانهايش را به هم ساييد: پس چرا مي‌پرسي؟
مرد گفت: مي‌خواستم ببينم اشكالي نداره من موبايل ندارم؟ آخه از قوانين بي‌اطلاعم، اينه كه...
افسر نگهبان گفت: نه، اشكالي نداره.
و به زن گفت: علت شكايت رو چي بنويسم؟

و به جاي زن، مرد جواب داد: بنويسين من به ايشون تهمت زده‌ام كه شبيه «شارون استون» نيستين.
و به زن گفت: اگه اهانت ديگه‌اي به شما كرده‌ام، بگين.
زن گفت: خب اين خودش يه جور مزاحمته ديگه.

مرد گفت: ولي شما به من گفتين: بي‌شرف، كثافت، گاو و حرف‌هاي ديگه كه حالا بعد من در شكايتم مطرح مي‌كنم.
زن جا خورد و گفت: خب من اون موقع عصباني بودم.
و به افسر نگهبان گفت: حالا بايد چه كار كرد؟
افسر نگهبان گفت: پرونده كه تكميل شد، مي‌فرستمتون دادگاه. اونجا قاضي حكم مي‌ده.

مرد پرسيد: در مورد اين‌كه ايشون به «شارون استون» شباهت داره يا نداره قضاوت مي‌كنن؟
و با خود ادامه داد: كار قاضي هم واقعا دشواره‌ ها. اگه بخواد از نزديك بررسي كنه.
افسر نگهبان گفت: نخير، در مورد اهانت و ايجاد مزاحمت شما قضاوت مي‌كنن.
و به ساعتش نگاه كرد و گفت: ضمنا حالا ديگه وقت اداري تموم شده. شما امشب اينجا مي‌مونين تا فردا صبح راهي دادگاه بشين.

مرد به زن گفت: من حالا كه بيشتر دقت مي‌كنم، مي‌بينم در قضاوتم اشتباه كرده‌ام. شما خيلي هم بي‌شباهت به «شارون استون» نيستين.
زن گفت: واقعا مي‌گين؟!

مرد گفت: واقعا. اگه اين شباهت وجود نداشت، چرا من از ميون اين همه هنرپيشه، اسم «شارون استون» رو آوردم؟!
زن گفت: خيلي‌ها بهم مي‌گن. آرزو دارم يه بار با «شارون استون» روبه‌رو بشم، ببينم خودش چي ميگه.
مرد گفت: اون هم حتما به اين شباهت اعتراف مي‌كنه.

زن به افسر نگهبان گفت: من مي‌خوام شكايتمو پس بگيرم. واقعا حوصله دادگاه و دردسر و اين حرفا رو ندارم. اين كاغذارو هم پاره كنين بريزين دور.

افسر نگهبان گفت: نمي‌شه. قانون وظيفه خودشو انجام مي‌ده.
زن با تعجب پرسيد: وقتي من از شكايتم صرف‌نظر كنم...؟
افسر نگهبان گفت: باشه. تكليف قانون چي مي‌شه؟!
مرد گفت: قانون كه شماره موبايل ايشون رو داره.

افسر نگهبان نشنيده گرفت و به زن گفت: مشكله. ولي خودم يه جوري حلش مي‌كنم.
مرد از جا بلند شد كه برود. قبل از رفتن، رو كرد به افسر نگهبان و گفت: يه سؤاليه كه از اول كه آمديم اينجا تو ذهنم موج مي‌زنه، مي‌شه بپرسم؟
افسرن نگهبان در حالي كه كاغذها را پاره مي‌‌كرد، گفت: بپرس.
مرد گفت: مي‌خواستم بپرسم شما شبيه «شرلوك هلمز» نيستين؟!

 

انتقال دو زنداني اروپايي به اوين


 

دو شهروند آلماني و فرانسوي که به اتهام ورود غير مجاز به آبهاي ايران در خليج فارس بازداشت و به 18 ماه زندان محکوم شده بودند، براي گذراندن دوره محکوميت خود به زندان اوين منتقل شدند.

به گزارش راديو فردا، وکيل «دونالد کلاين» شهروند آلماني تاييد کرد که موکلش به زندان اوين منتقل شده است. «استفن لربيه» 32 ساله و شهروند فرانسه و «دونالد کلاين» 52 ساله شهروند آلمان حکم خود را در بيست و چهارم ژانويه (چهارم بهمن ماه) در دادگاهي در بندرعباس دريافت کردند و روانه زندان شدند.
يک دادگاه تجديد نظر حکم آنها را در اواخر اسفندماه تاييد کرد.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 5:24  توسط هیات تحریریه  | 

گفت‌وگوي ايران و آمريكا و چهار مخالف متناقض(منع بازتاب)

دنياي سياست از آن جهت كه در بخش عمده‌اي از آن، منافع، حرف اول را مي‌زند، گاه چنان پيچيده است كه تناقض‌هاي آشكار را ممكن مي‌كند و قطب‌هاي متخاصم را بر سر موردي به هم نزديك مي‌كند و اين از جذابيت‌هاي اين دنيا براي عده‌اي است كه آن را پيگيري مي‌كنند. اين جذابيت‌ها البته بيشتر به كار بازيگران هوشمند و بادرايتي مي‌آيد كه از تحولات پيش آمده و تضاد و اشتراك منافع به وجود آمده، به شكار منافع و بهره‌هايي براي مردم و كشور و اعتقادات خود مي‌پردازند.

جالب است بدانيم همين دو هفته قبل بود كه تصويب قطعنامه‌اي درباره حقوق بشر در سازمان ملل متحد، تنها سه مخالف داشت كه عبارت بودند از آمريكا، رژيم اسرائيل و جمهوري اسلامي ايران. شايد نتوان اين رويداد را مثالي براي تناقض نماهاي واقعي دنياي سياست دانست. اما بي‌شك موضوع حمله آمريكا به عراق و افغانستان از اين موارد است. دو جنگي كه باعث شد جمهوري اسلامي به دست يك دشمن دوردست خود، از دو دشمن كناردست خلاصي يابد.

به نظر مي‌رسد، موضوع جايگاه ايران و آمريكا و نسبت اين دو كشور مهم و پرسروصداي جهان نيز از جمله همين موارد است. تغيير نسبت و وضعيتي كه اين دو كشور اكنون در برابر هم دارند، طيفي از مخالفان دارد كه مرور آنان، عجيب و متناقض مي‌نمايد.

ايران كشوري است وسيع با جمعيتي زياد، توان اقتصادي نسبتا بالا و منابع عظيم نفتي و... كه به دليل سخن متفاوتي كه مردم آن 27 سال پيش زدند، جايگاه منحصر به فردي در بازي قدرت جهان كنوني يافته است، به ويژه كه سرمنشأ تحولات مهمي در منطقه خاورميانه، جهان اسلام و حتي گاه قاره‌هاي ديگر شده است.

از ديگرسو ايالات متحده آمريكا نيز كشوري است وسيع با جمعيتي زياد و بيشترين حجم توليد ناخالص ملي كه با فرو پاشيدن قطب شرق، خود را قدرت بلامنازع تحولات جهاني مي‌داند و تلاش مي‌كند در هر چالشي در كشورهاي ديگر جهان، خود را وارد كرده، تحولات را به سود خود رقم زند، هرچند به اين قيمت كه شعله جنگ را روشن و سربازان خود را در ينگه دنيا وارد معركه كارزار كند و تاكنون در اين مسير، پيروزي‌هايي نيز داشته است.

البته سابقه روابط اين دو كشور به بيش از پنجاه سال قبل برمي‌گردد، زماني كه با حمايت آمريكا، كودتايي نظامي در ايران، شاه مورد غضب مردم ايران را دوباره روي كار آورد و 25 سال ديگر به او مهلت سلطنت داد. دولتمردان آمريكا پس از انقلاب 57 هم كه اراده مردم ايران بر تغيير رژيم تعلق گرفت، به تلافي، بسياري از منابع و اموال آنان را بلوكه كردند.

مدتي بعد كه گروهي از دانشجويان در واكنش به اين اقدامات به تسخير سفارت آمريكا در تهران و گروگان گرفتن كاركنان آن پرداختند، رئيس‌جمهور وقت ايالات متحده، روابط كشورش با جمهوري اسلامي را قطع اعلام كرد و از آن روز تاكنون، رهبران كاخ سفيد تا آنجا كه توانسته‌اند، دشمني خود با جمهوري اسلامي و مردم ايران را از راه‌هاي گوناگون ابراز كرده‌اند.

در طول اين سال‌ها، مسائل و رويدادهاي متعددي در جهان رخ داده كه به منافع ايران و آمريكا به عنوان دو كشور قدرتمند مربوط بوده و هر يك از آنها نقش خود را در آنها ايفا كرده‌اند و البته مسدود بودن باب گفت‌وگو ميان ايران و آمريكا، بهره‌هاي گزافي را نصيب بازيگران ديگري در عرصه‌هاي بين‌المللي كرده است. از همين رو، گاه كه زمينه‌هايي براي گفت‌وگوي اين دو كشور به وجود مي‌آيد، طيف نه چندان همگوني از بازيگران عرصه جهاني، بناي مخالفت گذاشته، تلاش خود را در به نتيجه نرسيدن هرگونه گفت‌وگو و تماس ميان دو طرف به كار مي‌بندد و آنگونه كه پيداست، تاكنون نيز اين تلاش‌ها چندان بي‌ثمر نبوده است.

با بررسي بازيگران بين‌المللي و نيز مرور حوادث گذشته، مي‌توان اين گروه‌ها را در چهار طيف تقسيم‌بندي كرد:
1ـ صهيونيست‌ها
2ـ كشورهاي اروپايي، به ويژه انگليس
3ـ اعراب
4ـ نيروهاي انقلابي و حزب‌اللهي طرفدار جمهوري اسلامي

هرچند ممكن است اين تقسيم‌بندي چندان دقيق و كامل نباشد، اما ما را تا اندازه‌اي در رسيدن به اهداف تحليلي خود ياري مي‌كند.

1ـ صهيونيست‌ها در رأس مخالفان تغيير رابطه كنوني آمريكا و جمهور ياسلامي و هرگونه تلطيف آنند. اين گروه در جهان و به ويژه در ايالات متحده آمريكا از نفوذ و قدرت قابل توجهي برخوردارند، به ويژه در يكي، دو سال اخير، اين موضعگيري‌ها عليه برنامه هسته‌اي ايران داشته و آشكارا و چندباره ايران را تهديد به حمله كرده‌اند.

علت هم روشن است و آن اين‌كه جمهوري اسلامي، اصلي‌ترين زيرسؤال‌برنده موجوديت اسرائيل و جدي‌ترين منتقد روند كنوني صلح خاورميانه بوده است. هرچند اين رويكرد جمهوري اسلامي هيچ‌گاه با ورود نظامي و يا تأمين سلاح براي مبارزان فلسطيني همراه نبوده، اما از مسير موضعگيري‌هاي ديپلماتيك و حمايت‌هاي معنوي و خط‌دهي‌هاي فكري دنبال شده است چنان‌كه سرانجام منجر به پيروزي دمكراتيك گروهي شد كه بر اساس بينش انقلاب اسلامي يعني مبارزه با محوريت اسلام شكل گرفته بود.

مك‌فارلين-هاشمي


صهيونيست‌ها همواره مخالف درجه اول هرگونه گفت‌وگو ميان ايران و آمريكا هستند كه دفاع از موجوديت اسرائيل و صلح خاورميانه محور اول آن نباشد. پيش از اين هم در ماجراي «مك فارلين» تنها مقطعي كه تعامل مستقيم ايران و آمريكا در شرف انجام بود، صهيونيست‌‌ها با انتشار اخبار آن از به نتيجه رسيدن چنين گفتماني جلوگيري كردند.

2ـ مخالفت با تعامل مستقيم ايران و آمريكا، هرچند در ميان كشورهاي اروپايي عموميت ندارد، اما به نظر مي‌رسد قدرت‌هاي اصلي اروپايي، به ويژه انگليس را مي‌توان از مخالفان جدي هرگونه تعامل مستقيم ايران و آمريكا دانست.
بخش قابل توجهي از اين مخالفت، ناشي از منافع هنگفت اقتصادي است كه اروپايي‌ها در 27 سال گذشته به دست آورده‌اند. تحريم‌هاي اقتصادي آمريكا عليه ايران، بسياري از شركت‌هاي اروپايي را منتفع كرده و آنها توانسته‌اند از قبل معامله با ايران،‌چه از راه‌هاي قانوني و چه از راه قاچاق، به سودهاي كلاني دست يابند.

همين دو هفته قبل بود كه در انگلستان فاش شد، شوهر وزير فرهنگ اين كشور، در ارسال قطعات هواپيما به يك شركت ايراني فعال بوده و كابينه بلر براي لاپوشاني اين مضوع كه از مدتها پيش در حال انجام بود، اعلام كرد از آنجا كه شوهر خانم وزير با «عضو محور شرارت!» مبادله قطعات هواپيماي كرده، وي از اين پس حق شركت در جلساتي كه در آنها درباره ايران بحث مي‌شود را ندارد.

عدم ارتباط مستقيم ايران و آمريكا، از جنبه ديگري هم براي اروپا جذابيت داشته و آن ايجاد زمينه واسطه‌گري و ايفاي نقش ديپلماتيك بوده كه اوج آن، در حضور دوساله سه كشور اروپايي در مذاكرات هسته‌اي با ايران بود و هرچند دستاوردهاي خوبي براي آنان داشت، براي ايران پيامد چنداني به جز از دست دادن زمان و اطلاعات سري به همراه نداشت. به علاوه از آنجا كه در پرونده هسته‌اي ايران، از نگاه برخي آمريكا طرف مقابل ايران به شمار مي‌رود، هنوز مشخص نيست كه اروپايي‌ها در اين واسطه‌گري ديپلماتيك دو ساله، آيا پيام‌هاي ايران را صادقانه به طرف مقابل رسانده‌اند و يا آن‌كه پيام‌هاي ايران را مطابق منافع خود تحريف كرده‌اند؟

3ـ در اين تقسيم‌بندي، اعراب به عنوان سومين جبهه مخالف تعامل مستقيم ايران و آمريكا شناخته مي‌شوند. البته مقصود از اعراب، كل كشورهاي عربي و اسلامي دنيا نيست، بلكه طيفي قابل توجه از كشورهاي منطقه است كه در رقابت با ايران قرار دارند و عربيت در مواضع آنان نقش پررنگي دارد. نوع اين كشورها داراي حكومت‌هاي غيردمكراتيك وابسته به پول نفت هستند كه روابط بسيار نزديكي هم با ايالات متحده آمريكا دارند. از همين‌رو هرگونه بهبود در تعامل ايران و آمريكا مي‌تواند به شدت به ضرر آنان تمام شود. چه آنان احساس مي‌كنند با وجود ايران ـ با توجه به سطح فناوري و جايگاه آن ـ احتمال خارج شدن آنان از دايره توجه آمريكا مي‌رود، امري كه پيامدهاي زيان‌آوري براي آنان در بر خواهد داشت. از جمله اين پيامدها مي‌تواند از دست دادن تسلط بر منابع عظيم نفت و گاز خليج فارس باشد.

آنچه در روزهاي اخير تحت عنوان مخالفت جبهه اعراب سني عراق و نيز مخالفت عمرو موسي، دبير كل اتحاديه عرب ـ شاخص‌ترين گروه شاخص اعراب ـ در خصوص گفت‌وگوي ايران و آمريكا درباره عراق بروز كرد، دقيقا در همين راستا ارزيابي مي‌شود.
كشورهاي قدرتمند عرب، در نقش‌آفريني در جهان اسلام رقيب جدي ايران به شمار مي‌روند و البته در همين عرصه، منافع مشترك زيادي نيز با ايران دارند.

4ـ اما چهارمين گروه از كساني كه نگران تعامل بيشتر و مستقيم‌تر ايران و آمريكا هستند، بخشي از نيروهاي انقلابي و حزب‌‌اللهي هوادار جمهوري اسلامي هستند. اين گروه از هر لحاظ هويتي متفاوت و متناقض با گروه‌هاي قبلي دارند. هر دولت ـ ملتي پشتوانه‌هايي براي حفظ و بقا دارد و گروه نام‌برده در شمار اين پشوانه‌ها براي جمهوري اسلامي ايران هستند كه هر زمان خطري براي انقلاب و نظام پيش آمده، براي آن از جان مايه گذاشته‌اند.

سابقه دشمني‌هاي آمريكا با ايران و هويت استكباري اين كشور كه در فرهنگ انقلاب اسلامي از آن با نام «شيطان بزرگ» ياد مي‌شود، اين گروه را نگران مي‌كند كه در صورت هرگونه تعامل جمهوري اسلامي و آمريكا، شعارهاي چندين ساله زير سؤال رفته و به تدريج هويت انقلابي، استقلال و عزت جمهوري اسلامي خدشه‌دار شود. آنان اكنون مي‌پرسند، آيا آمريكا تغيير ماهيت داده يا ما و گفت‌وگوي اين دو كشور، حامل چه پيامي براي مردم ايران و مسلمانان جهان خواهد بود؟

آنان البته نمونه‌ها و شواهد محكمي براي ايده خود دارند. در همين سه، چهار روز اخير شاهد بوديم كه رئيس‌جمهور و وزير خارجه آمريكا چندين بار با تماس و فشار و سخنراني به خاطر مجازات يك افغاني در افغانستان، حتي دولت اين كشور را كه دست‌نشانده خود آنان به شمار مي‌رود، تحت فشار قرار داده‌اند.

واقعيت آن است كه هرگونه تلاشي بخواهد از سوي مسئولان كشور در راستاي گفت‌وگو يا تعامل با آمريكا انجام شود، نمي‌تواند با چشم بستن بر گروه چهارم صورت گيرد، چراكه نه تنها اين گروه نقش اساسي در استمرار، بقا و ايستادگي جمهوري اسلامي دارند، بلكه استدلال‌هاي محكم و قاطعي دارند كه با هويت استقلال‌طلبانه جمهوري اسلامي پيوند خورده است.

اين تقسيم‌بندي چهارگانه، بيش از هر چيز مبين يك تناقض جدي پيش روي مسئولان جمهوري اسلامي است كه هرگونه پاسخ به آمريكا، مستلزم حل آن است، تا راهي باريك و دقيق پيدا شود كه از قبل آن، هم سه گروه اول (شامل دشمنان و رقباي جمهوري اسلامي)، ناكام شوند و هم به نگراني‌هاي گروه چهارم پايان داده شود؛ راهي كه هم حفظ‌كننده عزت و اقتدار و استقلال و هويت جمهوري اسلامي باشد و هم بيشترين منافع اقتصادي، سياسي و امنيتي را براي كشورمان تضمين كند.

به نظر مي‌رسد دستيابي به چنين راهي، تعمق، بررسي و فرصت بيشتري مي‌طلبد كه به زودي درباره آن سخن خواهيم گفت.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 5:1  توسط هیات تحریریه  | 

خبرنگار صداوسيما در ميان شهدای حادثه تروريستی «تاسوکی»

حمله تروریست ها به کاروان مسؤولین استان سیستان و بلوچستان صحت نداشته و تروریست ها بیشتر اتومبیل های عبوری که از زاهدان به زابل و یا از زابل به زاهدان در تردد بوده اند را متوقف کرده و پس از پیاده کردن و انتقال آنها به پشت تپه ای با چشمان بسته و دست ها و دهان بسته با تیراندازی، آنها را به شهادت رسانده اند.

در حادثه تروریستی شامگاه پنج شنبه شب که در جاده زابل به زاهدان به وقوع پیوست دو تن از طلاب حوزه علمیه قم نیز به شهادت رسیدند. حجت الاسلام والمسلمین نعمت الله پیغان، طلبه سطح خارج فقه و اصول و کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث و مسلم لک زایی، طلبه جوان سطح عالی حوزه (پایه هشتم) در شمار شهدای این حادثه هستند.
به گزارش خبرنگار بازتاب، در حادثه مذکور یکی از خبرنگاران صداوسیما نیز به شهادت رسیده است که خبر آن منعکس نشده است.

گفتنی است در حادثه مذکور بیست و دو نفر از مسافران جاده زابل به زاهدان توسط افراد مسلحی که لباس نیروی انتظامی را بر تن داشتند به شهادت رسیده و برخی از آنها نیز ربوده شدند. افراد مسلح مسافران را از اتومبیل پیاده کرده و پس از بستن دستها و دهان و چشمان آنها از پشت سر به آنها شلیک کرده و آنها را به شهادت رساندند. اغلب مسافران افراد معمولی بوده اند که برای تعطیلات آخر هفته و ایام عید در حال مسافرت بوده اند. همچنین جمعی نیز ربوده شده و تا کنون از سرنوشت آنها خبر موثقی در دست نیست.

در این حادثه دلخراش، برخی نوجوانان دانش آموز سیزده و چهارده ساله نیز به شهادت رسیده اند. گفته می شود این افراد به جرم بسیجی بودن و داشتن کارت بسیج دانش آموزی به شهادت رسیده اند.
گفتنی است حمله تروریست ها به کاروان مسؤولین استان سیستان و بلوچستان صحت نداشته و تروریست ها بیشتر اتومبیل های عبوری که از زاهدان به زابل و یا از زابل به زاهدان در تردد بوده اند، را متوقف کرده و پس از پیاده کردن و انتقال آنها به پشت تپه ای با چشمان بسته و دست ها و دهان بسته با تیراندازی، آنها را به شهادت رسانده اند. بیشتر شهدای این حادثه دلخراش از زاهدان عازم زابل بوده اند. در حالی که برخی از مسؤولان که در یادواره شهدا در شهرستان زابل حضور یافته بودند لحظاتی قبل از راهبندان، زابل را به مقصد زاهدان ترک کرده بودند و فرار آنها صحت نداشته است. فقط فرماندار زاهدان در کمین تروریست ها گرفتار و مجروح شده است که با انتقال به موقع وی توسط اتوبوس های عبوری از مرگ نجات یافته است.

در ادامه فهرست افراد به شهادت رسیده را با ذکر شغل آنان ملاحظه می فرمایید:

1. صادق کیخا، فرزند براتعلی، کاسب.
2. علیرضا قیصری، فرزند نوروز، کارمند اداره پست.
3. حسین صیادی، فرزند محمد، بازنشسته شرکت نفت.
4. مهدی نوری، فرزند قربان، کاسب.
5. مسلم لک زایی، فرزند حبیب، طلبه.
6. باقر فتوت، فرزند علی جان، شغل آزاد.
7. محمود سرگزی، حراست فرمانداری زاهدان.
8. مهدی گرگ، سرباز ایرانشهر.
9. محسن ذوالفقاری، فرزند محمد، خبرنگار.
10. نعمت الله پیغان، فرزند دوست محمد، طلبه و دانشجوی کارشناسی ارشد.
11. عیسی کوهستانی، فرزند غلامعلی، کارمند دانشگاه سیستان و بلوچستان.
12. محبعلی یوسفی، فرزند عباسعلی، حراست امور آب سیستان.
13. محمد حسین واعظی، فرزند حبیب، دبیر آموزش و پرورش زاهدان.
14. محمد امیر واعظی، فرزند ابراهیم، مهندس راه و ساختمان.
15. حمید کیخا زاده، فرزند حسین، دانش آموز.
16. مهدی نجفی، فرزند محمد، شغل آزاد.
17. منوچهر حیدری، فرزند جهانگیر،
18. مجتبی کیخا، فرزند ابراهیم، دانش آموز.
19. جابرقویدل، فرزند غلاملی، دانش آموز.
20. غلامرضا سرگلزایی، فرزند ابراهیم، سازمان برنامه و بودجه.
21 و 22 مجهول الهویه.

در پی شهادت جمعی از هموطنان در حادثه تروریستی جاده زاهدان به زابل، معاون رییس جمهور و رییس سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران پیامی خطاب به خانواده های شهدای حادثه ارسال کرد:
بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
خانواده های محترم شهداء
با اهداء سلام
دگر بار عرش الهی با تلألؤ کوکبی دیگر از کهکشان ایثار و مجاهدت منور گردید و فرشتگان در گاه ایزدی بر گلدسته های رفیع فداکاری و ایثارگری، اذان رحیل صبور مردان منتظر دیگری را به رشک سرودند.
گرچه غم فراق یاران و همراهان سال های حماسه و ایثار منتظران دیدار رخ محبوب را می آزارد، لیکن حقیقت "ان الله مع الصابرین" را فدیه فرو خوردن بغض تنهایی و هجران می نماییم و امیدوار به بشارت "انا الیه راجعون" صبر پیشه می کنیم.
اینجانب ضمن عرض تبریک و تسلیت به شما خانواده های محترم که امروز فراق فرزندانی بزرگوار را به نظاره نشسته اید، از خداوند متعال علو درجات و صبر جمیل مسئلت نموده و به نمایندگی از جامعه ایثارگران کشور قدوم مقاوم شما خانواده ها بویژه والدین صبور و والامقام شهیدان را به جمع خود ارج می نهیم.
حسین دهقان
معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران

در ادامه این گزارش آمده است: پس از گذشت بیش از پنج روز از حادثه دلخراش جاده زاهدان به زابل، که به «قتلگاه تاسوکی» مشهور شده، برخی خانواده های شهدا  معتقدند، برخی از امدادگران و آمبولانس هایی که در صحنه حاضر شده اند در انتقال مجروحان حادثه تعلل و کم کاری کرده اند.

این در حالی است که لحظاتی پس از این حادثه خونین و دلخراش، با اطلاع برخی مسؤولان، بیمارستان در آماده باش کامل به سر برده و آماده پذیرش مجروحان بوده است.
گزارش خبرنگار ما حاکی است خانواده های شهدا قصد دارند شکایتی را در همین زمینه آماده و تحویل مراجع قانونی کنند تا با عناصر و نهادهای خاطی در این زمینه برخورد جدی شود.
پیش از این نیز خانواده های شهدا از تعلل نیروهای انتظامی در پیدایش و نیز در حضور به موقع پس از این حادثه دلخراش ابراز گلایه و نارضایتی کرده بودند.


+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 4:56  توسط هیات تحریریه  | 

مخالفت با اعزام نيرو به جمهورى كنگو(روزنامه شرق)

 
179364.jpg
آرش فرح زاد: يك روز پس از آنكه صدها هزار نفر در شهرهاى مختلف فرانسه بر ضد اصلاحات قانون كار اعتراض كردند روزنامه «فيگارو» دومينيك دوويلپن نخست وزير فرانسه را به خودرايى در ارائه اين لايحه متهم كرد. «ليبراسيون» اين اتهام را كه جوانانى كه روز سه شنبه به خيابان ها ريخته بودند توسط احزاب مخالف دولت و اتحاديه هاى كارگرى اجير شده بودند به شدت رد كرد و نوشت: «اين صدها هزار جوانى كه به اصلاحات قانون كار اعتراض مى كردند در واقع از آينده خود دفاع مى كردند. آنها نيازى به كمك كسى ندارند. اما اينكه قوانينى به تصويب برسد تا كارگران زير بيست و شش سال به راحتى از كار اخراج شوند بى انصافى است.» اما روزنامه آلمانى «برلينر سايتونگ» اعتقاد دارد اين اصلاحات به نفع جوانان بيكار فرانسوى كه بيشترين درصد بيكارى در كشورهاى اروپايى را تشكيل مى دهند خواهد بود. «اگر بخواهيم با معيارهاى قديمى سوسياليست هاى فرانسه قضاوت كنيم اصلاحات موردنظر دوويلپن خيانتى بزرگ به اين معيارهاست اما اگر منصفانه نگاه كنيم اين اصلاحات شانس بسيار خوبى براى جوانان بيكار فرانسه خواهد بود.» روزنامه «دى ولت» چاپ آلمان روز گذشته با اعزام نيروهاى اروپايى به كشور بحران زده جمهورى دموكراتيك كنگو مخالفت كرد. اين روزنامه با اشاره به اينكه قرار است حدود هفتاد و پنج هزار نظامى از كشورهاى اتحاديه اروپا به اين كشور آفريقايى سفر كنند، نوشت: «مقامات اتحاديه اروپا در بروكسل تصور مى كنند آشوبگران با شنيدن خبر اعزام نظاميان اروپايى خواهند ترسيد و كنگو به آرامش خواهد رسيد. انگار تجربه بوسنى كافى نبوده است. چنين اقدامى ريسك بسيار بزرگى است و هزينه هاى زيادى بر دوش اروپايى ها قرار خواهد گرفت. سربازان اروپايى بيش از هر چيز بايد ضامن امنيت در كشورهاى خودشان باشند.» در اسپانيا روزنامه «ال پائيس» غرق شدن قايق مهاجران غيرقانونى در نزديكى اسپانيا را مورد توجه قرار داده بود. اين روزنامه با اشاره به كشته شدن چهل و پنج نفر از مهاجران به اسپانيا در نزديكى جزاير قنارى هشدار داد كه نبايد اين حادثه را عادى و پيش پا افتاده قلمداد كرد و نوشت: «اين اولين بار نيست كه چنين اتفاقى مى افتد. هر روز در مسير قاچاق انسان ها به اروپا چندنفرى قربانى مى شوند. در سال گذشته ميزان ورود قايق هاى حامل مهاجران غيرقانونى به سواحل اسپانيا بيست و پنج درصد كاهش داشته است. با اين حال به نظر مى رسد موريتانى به ميعادگاه كسانى كه مى خواهند به اروپا مهاجرت كنند تبديل شده است. در مقابل اتحاديه اروپا هيچ كارى براى جلوگيرى از ورود مهاجران غيرقانونى صورت نمى دهد. آنها فكر مى كنند مشكل مهاجرت غيرقانونى از آفريقا به اروپا تنها مشكل كشور مقصد است. با اين طرزفكر بايد در انتظار فجايع بيشترى باشيم.»
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 4:29  توسط هیات تحریریه  | 

این عید باستانی برهمه مبارک باد

تمامی اعضای روزنامه این عید باستانی را به یکایک فرزندان ایران زمین تبریک میگویند و از روند بسیار ضعیف و بی ادبی صداو سیما به مردم در این ایام که هیچکدام از بخشهای خبری این عید و تحویل سال را تبریک نگفته اند ابراز تاسف و انزجار می کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 2:7  توسط هیات تحریریه  | 

 

 

افزارش روزافزون تعداد مسلمانان مقيم انگلستان و پافشاري آنان بر اعتقادات مذهبي خود، رهبران كليساهاي اين كشور را به شدت نگران كرده است.

آنان با اشاره به كم‌توجهي مسيحيان انگلسي به آيين مسيح(ع)، تنها راه مقابله با گسترش اسلام را تعميق باورهاي اين آيين در ميان مردم انگلستان دانسته‌اند.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «كريستين‌تودي»، يكي از مقامات كليساي جامع انگلستان هشدار داد، در صورتي كه مسيحيان، اعتقادات خود را جدي نگيرند، بريتانيا به زودي به يك ملت مسلمان تبديل خواهد شد.

«كنون آسنت نوگنت»، از مقامات كليساي جامع «لينكولن»، هفته گذشته، به نامه‌اي در مورد نحوه واكنش مسلمانان به كاريكاتور پيامبرشان اشاره كرد. آنان با نوشته‌هاي خود، به بريتانيا هشدار دادند كه در آينده، همه بريتانيا مسلمان خواهند شد. در اين مورد، هيچ ترديدي نيست كه اسلام در اينجا ماهيتي تبليغاتي دارد و گرويدن انسان‌هاي بي‌اعتقاد به اسلام، از عوامل گسترش اصلي اسلام در انگلستان است. اين امر عجيب نيست كه بسياري از مسلمانان، بر اين باورند كه سرانجام، اين كشور به پيامبر آنان ايمان خواهد آورد؛ خصوصا در مواقعي كه با يك اعتقاد مسيحي غيرقطعي و در حال كاهش روبه‌رو مي‌شود.

او اضافه ‌كرد: «چيزي كه براي بريتانيا با هدف يك ملت مسيحي باقي ماندن، مهم است، اين است كه مسيحيان، اعتقادات خود را جدي بگيرند و هيچ‌گاه گمان نكنند كه يك بريتانيايي مسيحي، هميشه بدون تغيير خواهد ماند».

آمار جديد درباره نهضت‌هاي مذهبي و رشد آنان در بريتانيا، نشان داده است كه اگر اين روند تا سال 2012 ادامه يابد، آن‌گاه، تعداد افرادي كه در مساجد هستند، از تعداد افراد حاضر در كليسا‌ها بيشتر خواهد شد.

هفته گذشته نيز سر‌اسقف «كانتر بوري»، در اين باره گفت: هرچند عده بسياري از مردم، هم‌اكنون در مساجد بريتانيا هستند، هنوز اين پرسش باقي است كه بنياد اساسي مذهبي مردم بريتانيا چيست؟

منبع خبری: سایت بازتاب

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 11:2  توسط هیات تحریریه  |